X
تبلیغات
مسـجـدسـليـمان

مسـجـدسـليـمان
 
شهر اولین های شیرین و تلخ
=====================


 ====================
مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران
====================
==================== ==================== ==================== موسیقی بختیاری ====================

  با یاد و نام خدا

  حدود چهار سال پیش مطلبی را تحت عنوان شعر روی وبلاگم گذاشته بودم ودر آن یک دوبیتی از دبیر دانشمند و فرهیخته آقای سارنج نقل کرده بودم. همانجا ذکر کردم که شعر را کامل به یاد ندارم و...  بگذارید اصل مطلب را بگذارم که خود گویاتر از هر توضیحی است.

  اما علت اینکه مطلب را دوباره تکرار می کنم این است که دوستی با نام مهدی لطف کرده و مصراع اول شعر را برایم به صورت پیام روی وبلاگم گذاشتند و من هم بر خود واجب دانستم ابتدا به خاطراین که  یادی از دبیر خوبم آقای سارنج کرده و سپس به خاطر ادای دین به دوستی که این محبت را درحق من کردند و در انتها به خاطر امانتداری و ارائه ی صحیح مطلب، دوباره این مطلب را روی وبلاگم بگذارم با این تفاوت که این بار اصل شعر هم آورده ام. یکبار هم به کمک یکی از دوستان علاقمند به ادبیات تلاش کردم مصراعی هم وزن آن برایش درست کنیم که این کار را هم کردیم ولی واقعا خوشحالم که اصل شعر را برایم فرستاده اند.

  اما اصل مطلب ..

                                                              به ادامه ی مطلب ......


برچسب‌ها: شعر, ادبیات, سارنج, بختیاری, نستعلیق

........ بـــه ادامــــــه ی مــطــلــب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/08/23 توسط هوشنگ بهرامي

  بایاد و نام خدا

  شعری درباره ی مسجدسلیمان

  می خواهم یک بار دیگر این شعر را که  از شاعر قدیمی مسجدسلیمانی ،  هوشنگ چالنگی   می باشد روی وبلاگم بگذارم. شاید باور نکنید ولی این شعر کوتاه هیچگاه برای من کهنه نمی شود و دوست دارم همیشه روی وبلاگم باشد اما خوب می دانم که این کار درست نیست.

 

    من از این شهر

    كه اندر قیر مدفون است ،

    من از این شهر

    كه از هرگوشه اش

    یك شیر بیرون است ،

    هزاران قصه می دانم؛

    یكی زین قصه ها را گر كنم آغاز

    به پایان نارسیده

    همچو من دیوانه می گردی .


برچسب‌ها: مسجدسلیمان, شعر
........ بـــه ادامــــــه ی مــطــلــب
نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/10/16 توسط هوشنگ بهرامي

  بایاد و نام خدا

  باورها - فراموشی باورها در بین بختیاری ها

  مطلبی را درباره ی باورهای بختیاری ها تهیه کرده ام که روی وبلاگم خواهم گذاشت. اینجا می خواهم اشاره ای به برخی باورها داشته باشم که دیگر تقریبا فراموش شده است.

  در گذشته ای نه چندان دور بزرگترها دو پای بچه ی کوچکی در حدود شش ماه ( که اگر دستش را می گرفتی می توانست بایستد) را در یک دست گرفته و با دست دیگرشان، دست کودک را می گرفتند. سپس اورا به همان حال ایستاده نگه داشته و این شعر را می خواندند:

                            تَل تَلارونی  بچه نادٌونی     اَر هالوت اِیا  پا راستِ وُردار

   ( معنی :   تل تلارونی بچه نادونی    اگر داییت می آید پای راستت را بلند کن )

  مصراع اول تقریبا بی معنی و  مصراع دوم نوعی نیت کردن بوده که بسته به خواست فرد تغییر می کرد. سپس زمان کوتاهی دست کودک را رها می کردند. معمولا بچه رفلکسی نشان داده و یک پای خود را بلند می کرد. اگر پای راستش را بلند می کرد فرد بزرگسال فکر می کرد نیتش پذیرفته شده و خوشحال می شد.

  باور دیگر شَو شَنبِدٌی است که آنهم نوعی فال گرفتن بود. فرد نیت کرده و شب شنبه، کناردیوار یا کناردر خانه ی یکی از همسایگان با فامیل رفته و فالگوش می ایستاد. از اولین جمله ای که یکی از اعضای همان خانه ادا می کرد، نتیجه ی فال خود را استنباط می کرد تقریبا همان فال گرفتن با دیوان حافظ.

  هَل هَل هَلونَکی یا به اصطلاح امروزیها دعای طلب باران، از دیگر باورهای بختیاری ها است که هنوز هم در برخی روستاهای بختیاری نشین انجام می شود و عجیب که همزمان یا بافاصله ی زمانی کم، باران هم حتی به مقدار کم می بارید و همه را شادمان می کرد. خوشحال می شدند چون دعایشان مستجاب شده و یا چون فکر می کردند که کسی یا وجودی هست که دعایشان را شنیده و اجابت کرده است.

  به راستی که یاد همان روزها بخیر. 


برچسب‌ها: بختیاری, باورهای بختیاری ها, مسجدسلیمان, زبان بختیاری
........ بـــه ادامــــــه ی مــطــلــب
نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/10/02 توسط هوشنگ بهرامي

       اصطلاحات بیگانه ی رایج در زبان مردم مسجدسلیمان        با یاد و نام خدا                  براثر اقامت طولانی خارجیها و خصوصا انگلیسیها در مسجدسلیمان و انضباط خاصی كه در شركت نفت ایجاد كرده بودند ، لغات و اصطلاحات زیادی ، در زبان و گویش مردم وارد شد كه بسیاری از آنها هنوز هم وجود دارند ، برخی كمتر استفاده می شوند و بعضی هم فراموش شده اند . همانگونه كه قبلا هم اشاره شد ما ایرانیها در برخورد باواژه های بیگانه خصوصا در شرایطی كه تحت فشار هم باشیم ، بسیار مهمان نواز! هستیم و به راحتی این كلمات را پذیرفته و با آنها مانند واژه های فارسی رفتار می كنیم . كلماتی كه در این مجموعه معرفی می شوند دارای یك وجه اشتراك هستند یعنی همه ی آنها به نوعی با كار در شركت نفت ارتباط دارند و كارگران معمولا بیسواد آن زمان ، تلفظ مسئولین را مانند وحی منزل پذیرفته و بین خود رواج دادند . معنی بسیاری از این واژه ها در متن هم آمده و در این بخش هم به اختصار توضیح داده شده است . سعی براین است كه تلفظ عامیانه ی آنها نیز با علائم و اعراب بیان شود . لازم به ذكر است كه كلمات بیگانه ای كه به زبان فارسی وارد شده اند بسیار زیاد بوده وشاید نتوان انها را از لغات فارسی تفكیك كرد ولی در این بخش فقط اصطلاحاتی كه در بین كاركنان شركت نفت در منطقه ی مسجدسلیمان و به تدریج در بین مردم عادی ، رواج یافته است ذكرمی گردند . یكی از مشاغلی كه در بین مردم رواج بیشتری داشت ، لوله كشی بود به همین علت اصطلاحات این شغل  مانند  نیم پل ، شورت نیم پل ، یونین ( قفل ) ال بو ( زانو ) را هم به كلمات ذكر شده اضافه كنید . واژه های تخصصی تر كه در مشاغل گوناگون به كار  رفته است چون كاربرد عمومی نداشتند، ذكر نشده اند . آنچه شرح داده شد در حقیقت  شنیده های خودم است ،  لغات و اصطلاحات زیادی وجود دارند كه  نشنیده ام و امیدوارم دوستانی كه اطلاعاتی دارند از یادآوری دریغ نفرمایند .   اسپانه = آچار      اسپكتر= یا اینسپكتر ( INSPECTOR) بازرس ، مامور مخصوص حراست شركت نفت كه در تریلیهای         نفربر سبزرنگ شركت نفت ( كمرشكن ها ) دانش آموزان را سوارو پیاده می كرد و مسئول  حفظ نظم بود . استور= فروشگاه ، فروشگاه مركزی شركت نفت در محله ی انبارخوراكی مورد نظر بود . استیم = بخار آب  ( STEAM) اسكاچ كرسنت = نام یكی از محلات اعیانی شركت نفت  در هشت بنگله اسكورواسپانه = آچار لوله گیر امبلیس = با فتحه ی الف و کسره ی ب  آمبولانس ام پی = ماموران اداره ی حراست شركت نفت انجین = موتور (ENGINE ) اوپی دی = بخشی از بیمارستان شركت نفت ( O.P.D . احتمالاOUT-PATIENT  DEPARTMENT    ) اورتایم = اضافه كار ایركاندیشن = سیستم حرارت مركزی بای  = احتمالا كلمه ی بوی ( BOY ) به معنی پسر و خانه شاگرد . بعضی از افرادی كه با سمت آشپزو یا باغبان در  منازل خارجی ها كار می كردند ، ازاینكه روزی آن كارمند خارجی وی را بوی  خودش نامیده است   باافتخار یاد می كردند . ( به مشخصه های دوران طلایی مسجدسلیمان ، این را هم اضافه كنید ) . برك =  با فتحه ی ب  و ر یعنی ترمز ، (BRAKE ) بلك لیست = لیست سیاه ، كسانی كه به هر علت مغضوب مسئولین شركت نفت قرار می گرفتند . بمبو = با فتحه ی  ب شیرهای آب عمومی كه در بین منازل بیست فوتی  ویا در محلات دیگر هم نصب شده بود تا مردم  بتوا نند از آنها آب گیری كنند ( شاید به علت فشار زیاد آب، مخفف كلمه ی بمب آب باشد ) . بنگله = ساختمانهای بزرگ ، جادار و ویلایی كه شركت نفت به تقلید از ساختمانهای اروپایی برای روسا و    خصوصا انگلیسی ها ساخته بود . BUNGALOW . بوكینگ = لیست مسافران اعزامی به شهرهای دیگر ( هنوزهم استفاده می شود ) . بی اس نامبر = شماره پرسنلی هركدام از كاركنان ( B.S. No) بیست فوتی = منازلی كه درابتدا برای كارگران مجرد ساخته شده بود و مساحت دواتاق بررویهم بیست فوت    مربع بود ولی بعدها به متاهلین واگذار گردید تا در آن اقامت كنند . بیلرسوت = لباس های كار مخصوصی كه شركت نفت به كارگران می داد و رنگ آنها معمولا بنفش روشن      بود ( احتمالا BOILER  SUIT) . پاورهوز =  پاور هوس (POWER HOUSE ) مركز تولید برق كه منظور نیروگاه برق تمبی بود . پرمیت = اجازه نامه پمپ = با  فتحه ی  پ   به معنی پمپ یا تلمبه پمپ هوز = تلمبه خانه ، پمپ هوس (PUMP HOUSE) منظور تلمبه خانه ی آب در گدارلندر كنار رود            كارون است كه از آنجا آب برای مسجدسلیمان پمپاژ می شود . پوردكشن = پروداكشن ( PRODUCTION) تولید، منظور اداره ی بهره برداری شركت نفت بود . تانكی = بشكه ی ذخیره ی آب یا مایعات دیگر تایر ( طایر ) = لاستیك خودرو (TIRE) تریپ  = قطع برق تنسپورت = ترانسپورت ( TANSPORT) حمل ونقل كالا ومسافر، مجازا به معنی انتقال كاركنان به منطقه ی    دیگر بود . تیپ  = نوار چسب ( TAPE) جالیجیس = جئولوجیست . ( GEOLOGIST) كسانی كه در كار نقشه برداری از منابع زیرزمینی نفت وگاز    فعالیت می كردند . كار این افراد در مناطق صعب العبور بود و معمولا وسایل و ملزوماتشان را  بااستفاده از چهارپایان  جابجا می كردند .   جونیور استاف = گروهی ازكارمندان شركت نفت را می گفتند . جی پی بی بیان = منظور پالایشگاه گاز بی بیان بود . جی تایپ = مجموعه ی منازل كارمندی در كنار محله ی كولرشاپ و سرمسجد چكر = بازرس ( CHECKER) درام  =  بشكه های 200 لیتری یا چهل گالنی (DRUM) دریل =  درل . وسیله ای برای سوراخ كردن آهن و چوب و سطوح مختلف با استفاده از مته های فلزی درلنگ = قسمت حفاری شركت نفت ( DRILLING ) دریول  =  با كسره ی دال  و  ر  درایور  . راننده . (DRIVER) دیس  =  حدیده . وسیله ای برای رزوه داركردن لوله های آب و گاز رست هوز =  رست هوس (REST  HOUSE) محل اقامت كاركنان اعزامی در مناطق رشند = با  فتحه ی  ر و شین ، رشن ،  جیره ی غیرنقدی  كه به كارگران داده می شد ( RATION) رول  = رل ،  فرمان خودرو ( ROLE) ریل وی = از محلات مسجدسلیمان است كه چون یكی از ایستگاههای قطار در این محله قرار داشت به این       اسم نامیده شد . ( RAILWAY   STATION) . ساکت = با کسره ی  کاف  به معنی پریز برق سلنج  =   با  كسره ی سین و لام  جرثقیل ،  كرن (CANE) سلف = استارت خودرو ( SELF) سمنت =  با فتحه ی سین و میم ، سیمان ( SEMENT) جالب این كه مردم عادی از این كلمه مشتقاتی هم  ساخته واستفاده می كردند ازجمله سمنتی  یا سمنتویی یعنی سیمانی یا با سیمان ساخته شده . سویچ = كلید قطع ووصل برق سی برنجی = منازل كارگری  دو و سه اتاق خوابه با شیروانی فلزی ( پلیتی ) كه آب و گاز مجزا داشتند. سینیر استاف = به گروهی ازكارمندان شركت نفت اطلاق می شد . شارت = كلمه انگلیسی ( SHORT) یعنی كوتاه و منظور اتصال كوتاه در مدار جریان برق كه سبب می شود    فیوز سوخته و جریان برق قطع گردد . شندی =  با فتحه ی  شین ، سایبان . احتمالا  شنتی (SHANTY  ) به معنی آلونك و كلبه است . شفت =  با كسره ی  شین ، شیفت یا نوبت كاری ( SHIFT) صاحب یا صاحاب = لقبی كه به انگلیسیها می دادند و در اصل از نتایج استعمار انگلیس درهندوستان  است و     از آنجا به بقیه ی مناطق تحت سلطه و نظارت انگلیسیها راه پیداكرده است .  فایراستیشن = آتش نشانی فریج = یخچال (REFIGERATOR) فنس = حصارهای  فلزی (FENCE) فیت = اندازه ( FIT ) فیتینگ =  قطعات لوله كشی فیوز = وسیله ی قطع و وصل برق در صورت بروز اتصال در مدار برق فیول پمپ = پمپ بنزین خودرو  كلمس =  كلیپس . كمپ كرسنت = محله ی اعیانی و مسكونی شركت نفت در مقابل سی برنج كولرشاپ = محله ای از محلات مسجدسلیمان كویل = از وسایل خودرو گراج = با فتحه ی گاف  به معنی گاراژ (GARAGE) گرید = درجه ، رتبه . درجه ی شغلی (GRADE) گست هوز =  گست هوس ( GUEST  HOUSE ) مهمانسرای مخصوص كاركنانی كه برای انجام ماموریت  اعزام می شدند . گلف كلب = گلف كلاب (GOLF  CLUB) باشگاه گلف گلن =  با فتحه ی گاف و لام ،  گالن  ، ( GALON)  واحد اندازه گیری مایعات . گلوپ = لامپ گیج = بر وزن سیل به معنی اندازه ، اندازه گیری (GUAGE )  مانند گیج بنزین یا گیج روغن . هنوز هم در مكانیكی و تعمیر خودرو كاربرد دارد . در تعمیرگاهها ، تعمیركاران  برای تنظیم دهانه ی چرخ های جلو خودرو از این اصطلاح  استفاده می كنند . گیربكس = جعبه دنده ی خودرو گیس بروزن ریل = گاز ( GAS )   لیمن = خط نگهدار ( LINE  MAN ) لین = چند واحد مسكونی كه در یك ردیف ساخته شده بودند ( LINE ) مكینه = تلفط تحت اللفظی ماشین (MACHINE) است به معنی موتور ( از این كلمه حتی به عنوان اسم زنانه و دخترانه نیز استفاده شده است . مكینه كار = كارگران بهره برداری  را می گفتند . من هول یا مین هول = فاضلاب میترشاپ = اداره ی ابزار دقیق كه مسئول تعمیر ادوات  اندازه گیری بود . میلن = اتوموبیلهای سواری جهت حمل و نقل مسافرین ( خارجیها و كارمندان عالیرتبه )  به خارج از منطقه     كه معمولا شیكترین خودروها هم بودند . مین آفیس = اداره ی مركزی ، در تلفظ عامه  مین آفیز  هم گفته می شد . كلمه ی آفیس در برخی موارد حتی    به شكل  هفیز  هم تلفظ می شده است . نرس هاستل = ساختمان مخصوص اقامت پرستاران بیمارستان شركت نفت وارد = بخش  . به بخش های مختلف بیمارستان می گفتند . واردمستر = بخش مركزی بیمارستان شركت نفت وارنینگ = اخطار والف  =  والو ( VALVE) شیر آب و گاز كه در اندازه های مختلف وجود داشت . نوع خاصی از آنها كه فقط 90 درجه دوران داشت ( شبیه شیرهای گاز كه امروزه رایج شده اند ) به كاك والف معروف بودند که  تلفظ  صحیح انگلیسی آن را نمی دانم . وایر = سیم های روپوش دار برق ( WIRE) ،  به شیلنگ آب هم می گویند . ورك شاپ = در لفظ عموم با فتحه ی  و  ر  تلفظ می شد وهمان( ورك شاپ ) بود . ولدنگ =  با  كسره ی  واو  و  لام  جوشكاری برق ( WELDING) . ویلس = با  کسره ی  واو  و  لام  . به معنی بیسیم . این واژه در اوایا کار شرکت نفت رواج داشت . هندل =  با كسره ی  ه  و نون ، وسیله ی روشن كردن خودروها . در گذشته اتوموبیل ها استارت نداشتند و با  این وسیله یعنی چرخاندن پولی سرمیل لنگ موتور را چرخانده تا روشن می گردید . هولدور = احتمالا (HOLDER ) به سرپیچ لامپ گفته می شد . یارد =  به سوله هایی كه شركت نفت در ادارات ساخته بود  اطلاق می شده است . حیاط و نیز نوعی واحد طول      
برچسب‌ها: مسجدسلیمان, واژه, اصطلاحات بیگانه, شرکت نفت, اسپانه, اسپکتر, امبلیس, اوپی دی, ام پی, تانکی, جالیجیس
........ بـــه ادامــــــه ی مــطــلــب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1386/11/21 توسط هوشنگ بهرامي
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ