تبليغاتX
مسـجـدسلـيـمـان
شهر اولین های شیرین و تلخ

 با یاد ونام خدا

  لغات و اصطلاحاتی از زبان بختیاری در زبان مردم مسجدسلیمان (5)

  حرف شین که ضمیر متصل مفعولی و ملکی سوم شخص مفرد و جمع است، در زبان مردم مسجدسلیمان به سین تبدل گردیده است.

  کلمات تنوین دار عربی به همان شکلی که تلفظ می شوند، با حروف فارسی نوشته می شوند برای نمونه واژه ی مثلا را، مَسَلَن نوشته ام.

  کلماتی که دارای تشدید بوده و از زبان عربی وارد فارسی و از همان طریق وارد زبان بختیاری شده اند را نیز بدون تشدید و باحروف فارسی آورده ام. برای مثال بختیاری ها کلمه ی اطلاع را اِتلا تلفظ می کنند و به همان شکل هم آمده است.

  برخی اسامی مانند اسم اسب افراد سرشناس نیز در این مجموعه نیامده است مانند وَزنِه، خِرسان و شَراک.

  افرادی که مسافرت کرده یا با کسانی که اطلاعات بیشتری داشته ارتباط پیداکرده اند، اصطلاحات جدیدی به کار برده اند مانند اَمرُآسیِه که اشاره به مکر و حیله ی عمروعاص دارد، یا چِرچیلیِه که به چرچیل و سیاستش برمی گردد و یا شِمریِه که به شمر و سنگدلیش مربوط می شود.

  برای سهولت درک مطلب از دستور زبان فارسی کمک گرفته شده است.  

  نکته ی مهم دیگری را هم بگویم. متاسفانه برخی دوستان با آنکه زحمات زیادی را در این زمینه کشیده اند، در برخی موارد مسیر را به عکس رفته اند یعنی کلمات فارسی را به زبان بختیاری برگردانده اند و این دقیقا برخلاف هدف اصلی است. هدف از جمع آوری لغات زبان بختیاری، کمک به کسانی است که می خواهند به این زبان سخن گفته، با بختیاری ها ارتباط زبانی برقرار کرده و مفهوم گفته هایشان را دریابند. عمل این دوستان، از کیفیت کار آنان کاسته وتنها حجم کار آنها را زیاد می کند البته اگر خدای ناکرده هدفشان همین نبوده باشد.

  نکته ی آخر این که چون تعداداصطلاحات زیاد است و امکان اصلاح، حذف و یا اضافه شدن به آنها وجود دارد، در هربار تعدادی از آنها را روی وبلاگم می گذارم. امیدوارم دوستان علاقمند و آگاه مرا در این کار یاری نمایند.  

           فاعلی

ضمایر           متصل

مُ = من           ـُ م        خَردُم

تُ = تو                    ی        خَردی

هُ = یُ = او     --         خَرد

ایما = ما         یم         خَردیم

ایسا = شما      ین        خَردین

هُـنُـن = آنها     ـِ ن        خَردِن

          مفعولی

ضمایر             متصل

مُنِ = مرا          ـُ م       بُردُم

تُنِ = تورا         ـِ ت      بُردِت

هُنِ = او را       ـِ س      بُردِس

ایمانِ = ما را     نِمُـن     بُردِنِمُـون

ایسانِ = شما را   نِتُُـن     بُردِنِتـُون

هُنُنِ = آنها را     نِسُن     بُردِنِسـُون

 نکته: اگر آخر فعل مصوت باشد، فقط  م ، ت ، س ، مـُون ، تـُون  و  سـُون اضافه می شود.

            ملکی

ضمایر               متصل

خُم = خودم            ـُ م       دَستُم

خُت = خودت        ـِ ت      دَستِت

خُس = خودش       ـِ س      دَستِس

خُمـُن = خودمان    ـِ مُن      دَستِمـُون

خُتـُن = خودتان      ـِ تُن      دَستِتـُون

خُسـُن = خودشان   ـِ سُن      دَستِسـُون

 نکته: اگر آخر اسم مصوت باشد، فقط  م ، ت ، س ، مـُون ، تـُون  و  سـُون اضافه می شود.

     تاکیدی

خُم      = خودم

خُت    = خودت

خُس   = خودش

خُمـُن  = خودمان

خُتـُن  = خودتان

خُسـُن = خودشان

 

+ نوشته شده در  91/02/24ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

   با یاد ونام خدا

  لغات و اصطلاحاتی از زبان بختیاری در زبان مردم مسجدسلیمان (4)   

در افعال استمراری به جای  می  حرف  اِ  می آید مانند اِ بُرُم یعنی می بُرَم یا اِ بُریدُم یعنی می بُریدَم. در نشان دادن تلفظ اینگونه واژه ها، اِ  که علامت استمرار است با یک فاصله نوشته می شود. اگر ابتدای فعل حرف الف باشد ، دیگر  اِ  اضافه نمی شود مانند اِستَیدٌُم یعنی خریدم و یا می خریدم. علامت افعال استمراری در برخی مناطق به شکل  ای  ادا می شود مانند ای گُم  یعنی می گویم.  

 علامت نفی فعل استمراری به صورت نِ  قبل از افعال می آید مانند نِ خُرُم یعنی نمی خورم  و نِ  خَردُم یعنی نمی خوردم.

در صرف افعال مضارع اخباری، الف ابتدای فعل به ی  تبدیل نمی شود و فعل بدون حرف  ب  صرف می شود مانند  اَوشِنُم یعنی بیفشانم. در بیشتر موارد هم الف حذف و ب  به ابتدای فعل اضافه گردیده است مانند: بِستـُنُم یعنی بگیرم، بِشکَنُم یعنی بشکنم.

  با اضافه کردن یک کسره به انتهای افعال ماضی، فعل ماضی نقلی ساخته می شود مانند رَهدٌُمِ یعنی رفته ام.

  کَندِن در زبان بختیاری معانی و کاربرد مختلفی دارد مانند: کَند به دینس، کند واباد، دز هونسِ کند، درِمنزلِ کند، کند و بدرهد، زمینِ کند ( شبیه به مصدر  GET در انگلیسی ).

  برای ساختن حاصل مصدر، در زبان فارسی از پسوند  گی  استفاده می کنند مانند گرسنگی یعنی گرسنه بودن. در بختیاری به جای آن از پسوند  یی  استفاده می شود مانند گُسنِه یی  یا  گُسنَیی یعنی گرسنگی و زِندَه یی  یا زِندَیی یعنی زندگی.

برخی افعال در زبان بختیاری معنی دوگانه ای دارند مانند  اِدُم یعنی می دهم  ومعنی دیگر آن می شود  به من می دهد.   

حروف کاف و گاف در زبان بختیاری هم مانند زبان فارسی به دو شکل تلفظ می شوند. هرگاه بعد از این دو حرف فتحه و کسره بیاید، به صدای معمول تلفظ می شوند و زمانی که بقیه ی مصوتها یعنی ضمه و مصوتهای بلند بیایند، به شکل خاصی تلفظ می گردند. 

  رفتن به دو شکل تلفظ می شود، رَهدِن و گاهی هم تلفظ خفیف صدای  ه  مانند فتحه ی کشیده یعنی رـَ دٌِن.

  بای تاکید بر سر فعل می چسبد مانند بِرُم یعنی بروم. نون نفی هم بر سرفعل می چسبد مانند نَرَهد یعنی نرفت.

  واو عطف در زبان بختیاری به دوشکل می آید:

  الف – اگر انتهای واژه  آ  یا  اِ  باشد به شکل وُ مانند پیا وُ کُر ( مرد و پسر ).

  ب – در بقیه ی موارد به شکل ضمه به آخر کلمه ی اول می چسبد مانند کَتُ کول.

  برای نشان دادن نسبتهای فامیلی، از اضافه ی بُنُوَّت استفاده می کنند مانند احمدِ علی یعنی احمد پسرِعلی.

  اسامی خاص همانگونه که به زبان می آیند نوشته می شوند مانند هَسنَلی یعنی حسنعلی، مَهمِدَلی یعنی محمدعلی. می توان گفت نحوه ی تلفظ اسامی در بین اکثریت بختیاری ها یکسان است و تفاوت چندانی ندارد.

  برخی کلمات به شکل خاصی تلفظ می شوند که بیان صحیح آن مقدور نیست ( بَوو ، بَهو و بَو یعنی پدر– گَهو ، گَوو  و گَو یعنی برادر– کَهو، کَوو و کَو یعنی آبی یا تیره ).

 در زبان بختیاری برخی مواقع حرف  خ  به شکل  ه  تلفظ می شود مانند هَوَر = خَوَر، هار = خار، هایه= خایه.

 اصطلاحاتی چون بچه مچه، بزرگ مزرگ و ... که در تداول عامه کاربرد زیادی دارند، در این مجموعه منظور نشده اند.

بسیاری از کلمات در زمان حال کاربرد نداشته یا کمتر به کار می روند.

  جز چند مورد ( مُژگِنیدٌِن یعنی چلاندن لباس، کلمه ی هِژٌ که برای تحریک کردن گاو نر برای جفتگیری به کار می رود، گَژدین و هَژدَه یعنی هیجده )، صدای  ژ  را نمی بینیم و یا من نشنیده ام. کلماتی که این صدا را دارند بجز چند اسم خاص مانند بیژن، منیژه، ژاله و ژیلا، از زبانهای اروپایی به زبان فارسی وارد و مورد استفاده ی بختیاری زبانها هم قرار گرفته اند، با صدای  ج  تلفظ می شوند مانند بیجَن ( بیژن )، منیجه ( منیژه )، جاله ( ژاله )، جیلا ( ژیلا )، ژتون، ژله، و جاکَت ( ژاکت ). 

                                                                                               مطلب ادامه دارد 

+ نوشته شده در  91/02/21ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  با یاد ونام خدا

  لغات و اصطلاحاتی از زبان بختیاری در زبان مردم مسجدسلیمان (3)

   شکل  و  

  الف - اگر صامت باشد حتما قبل یا بعد از آن، یکی از مصوتهای کوتاه ( فتحه، ضمه و کسره ) و یا مصوتهای بلند آ  و یا ای می آید مانند هُوار، چَویل، گَوو، سِوِر، دو وا ( آش ماست)، دُ وا ( داماد ). یاروی آن یکی از مصوتهای کوتاه فتحه، ضمه و کسره آمده است مانند وَردار،  وِردار ، وُردار.

  ب - اگر مصوت باشد علامتی روی آن نیست و قبل و بعد ازآن هیچ مصوتی نیامده است مانند مانند سور یعنی شور و یا دوما یعنی داماد.

  ج - و  اگر حرف ربط باشد به شکل ضمه روی حرف آخر کلمه ی اول می آید مانند کَسُ کار یعنی کس و کار.

  نحوه ی تشخیص صامت یا مصوت بودن  و :

  اگر کلمه را درست بخش کنیم، شکل  و  اگر صامت باشد یعنی اگر حرف واو باشد، هیچگاه وسط بخش نیامده و همیشه اول بخشها و یا آخر کلمه آمده و قبل یا بعد از آن یک مصوت می آید. برعکس هرگاه مصوت باشد، هیچگاه اول بخش یا کلمه تیامده و قبل و بعداز آن هم حتما یک صامت می آید. اگر هردو پشت سرهم بیایند، چنانچه دردوبخش متوالی باشند اولی مصوت و دومی صامت است مانند گو وَر یعنی گوساله و اگر در یک بخش باشند اولی صامت و دومی مصوت است مانند کَوو یعنی کبود.   

  حرف عین

  کلماتی که حرف  عین در آنها به کار رفته، در اصل فارسی بوده و وارد زبان بختیاری شده اند. اینگونه واژه ها در زبان بختیاری به این نحو به زبان می آیند:

  الف - اگر در ابتدای کلمه باشد با الف نشان داده شده است مانند اَلق یعنی عقل.

  ب - اگر در وسط کلمه باشد به صورت مصوت کوتاه کشیده می آید مانند جـَفَر یعنی جعفر ، جـَوِه یعنی جعبه.

  ج - اگر در آخر کلمه باشد اصلا تلفظ نمی شود مانند شَم  یعنی شمع و جَم یعنی جمع.

  حرف  قاف  به دو شکل تلفظ می شود:

  یکی به شکل  غ  مانند قدرت.

  دیگری تلفظ خاص در کلماتی مانند قُدٌو، قَوا یعنی قبا.

  علایم جمع

  یَل  و  گَل  دو علامت جمع در زبان بختیاری هستند که معمولا قاعده ی خاصی برای استفاده از این دو علامت نیست. برخی اسامی با هردو و بعضی تنها با یکی از این دو علامت جمع بسته می شوند مانند کُرگَل  و  کُریَل.

  برخی اسامی با  ا  جمع بسته می شوند ( که خلاصه شده ی ها است ) مانند نونا یعنی نانها. برخی با ون ( ـُن ) مانند مِهمِنُن یعنی مهمانها.  

 در کلمه ی هـُونِه ( خانه )، علاوه بر ـُ  حرف واو هم نوشته می شود چون این صدا  به شکل خفیفی تلفظ می گردد.

 بی   به معنی نداشتن نیز به صورت بِ یعنی همان شکل تلفظ زبان بختیاری آمده است.  

 نِ  پیشوند منفی  نمی  به شکل  نِ  و جدا از فعل آمده است مانند نِ رُم یعنی نمی روم. 

 بای تاکید که در ابتدای افعال می آید، مانند زبان فارسی به فعل می چسبد مانند بِرُم یعنی بروم.

علامت مفعولی یا همان   را   به دو شکل نمایش داده می شود:

  الف -  کسره ی آخر واژه مانند دَستِتِ یعنی دستت را.

  ب -  نِِ . برای مثال درختِ نِ یعنی درخت را ( در این حالت نِ با یک فاصله بعد ار مفعول می آید ).

( نِ علامت مفعولی هر جا که رسم الخط اجازه دهد، به انتهای ضمایر فاعلی می چسبد مانند مُنِ یعنی به من یا مرا.)

  فعل ربطی  است  به شکل کسره ای به دنبال اسم می آید مانند به پامِه یعنی به پایم است یا پوشیده ام.

  از واو معدوله که در واژه هایی مانند دو، نوک و خود آمده، استفاده نشده است و به جای آن در اینگونه موارد روی حرف، ضمه گداشته شده است مانند دُ ، نُک، تُ، خُد.     

  مصوت ـُ یا ضمه همیشه به همین شکل نوشته می شود مانند تُ = تو ، مُ = من، خُت= خودت.

  کلمات تنوین دار به صورتی که تلفظ می شوند نوشته خواهندشد مانند هَتمَن یعنی حتما. کلماتی مانند حتی را هَتا می نویسیم. 

  ضمایر در جدول جداگانه ای آمده است. توجه داشته باشید که ضمایر تاکیدی و ضمایر منفصل ملکی شبیه به هم هستند ( مانند فارسی چون از دستور زبان فارسی مدد گرفته ام)، ولی قبل از ضمایر ملکی کلمه ی  مالِ  اضافه می گردد مانند  مالِ خُم یعنی مال خودم یا  کِتاوِ خُس یعنی کتاب خودش.

  در نوشتن کلمات سعی براین بوده است که از حروف خاص الفبای عربی استفاده نشود و به همین علت:

  الف - همه ی صداهای ز، ذ، ظ و ض  با حرف  ز  

  ب - صداهای ت، ط با حرف ت

  ج - صداهای ث، س و ص  با حرف سین

  د - صداهای غ، ق با  ق

  ه - صداهای ح ، ه  با حرف شکل ه  نوشته شده اند.

  سعی بر این است از حروف عربی استفاده نشود مثلا  سُو یا سُوَه یعنی صبح. نباید صُو  یا  صُوَ  بنویسیم.

  عدد یک به شکل  یَ  نوشته می شود مانند یَ پَنگ.

  کلماتی که دارای مصوت ه ، ـه هستند در این مجموعه به همان شکل آمده اند مانند کیزِه  و  شُشتِه. اینگونه کلمات در حالت اضافه، برخلاف زبان فارسی  کسره می گیرند مانند بَچِه مُ  یعنی بچه ی من.  

  گاهی که کلمه یا عبارت، نفرین یا ادای محبت بوده است ناچارا به زبان فارسی محاوره ای ترجمه شده است مانند دَردِتِ چیدُم یعنی دردت به جانم یا قربانت بروم.

  برخلاف تمام دوستانی که در زمینه ی لغت نامه نویسی کارکرده اند، من دوست ندارم مصدرها را ذکر کنم چون فکر می کنم با این کار زبان بختیاری بیش از پیش به زبان فارسی نزدیک و وابسته می شود ولی به هرحال، من هم این اشتباه مصطلح را تکرار می کنم. مصدرها ذکر شده و تا حدامکان یکی از افعال مضارع ، ماضی و فعل امر ذکر می شوند زیرا صرف بعضی صیغه های افعال به درک معنی کمک زیادی می کند.

                                                                                                      مطلب ادامه دارد

+ نوشته شده در  91/02/15ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

 با یاد ونام خدا

  لغات و اصطلاحاتی از زبان بختیاری در زبان مردم مسجدسلیمان (2)

  نحوه ی نشان دادن تلفظ واژه ها:

  ابتدای بسیاری از افعال با سه نوع حرکت فتحه، کسره و ضمه ادا می شوند. پس از ذکر اولین مورد در معنی آن، ابتدا حرف مشابه با علایم مربوطه ذکر می گردد مانند وَردار = بردار، بلند کن ( وَ ، وِ ، وُ ).

  الف  ماقبل آخر برخی کلمات به ضمه تبدیل شده است مانند نـُن یعنی نان و بارـُ ن یعنی باران. این کلمات که آخرشان به حرف  ن  ختم می شود، در بین طوایف مختلف به شکل متفاوت ادا می شوند مثلا گاهی حرف آخر به زبان می آید مانند نـُن، و گاهی جاها تلفظ نمی شود مانند نـُو.

  حرف دال در زبان بختیاری به دو شکل تلفظ می شود:

  الف -  همانگونه که در زبان فارسی تلفظ می شود و معمولاهمیشه در ابتدای کلمه می آید مانند دا یعنی مادر.

  ب - شکل خاصی از تلفط دال در بسیاری از کلمات که هیچگاه در ابتدای کلمه نمی آید مانند زَیدٌِن یعنی زدن. برای نشان دادن اینگونه تلفظ ، علامتی در بالای حرف دال می آید دٌ ( علامت تنوین ً عربی . توجه داشته باشید که این فقط  یک علامت است و ربطی به تنوین عربی ندارد ). تنها اشکال این علامت زمانی است که حرف دال فتحه یا ضمه داشته باشد که برای حل این مشکل در بخش معنی واژه توضیح داده شده که با فتحه یا ضمه ی حرف دال.   

  حرف ربط  به  به همان شکل فارسی و با یک کسره آمده است مانند بِه دَست یعنی به دست.

  که  نیز به همان شکل فارسی و با کسره ی حرف کاف آمده است مانند جِقِلِه کِه یعنی همان پسری که.

  مصوتها

  مصوتهای کوتاه درزبان بختیاری به دو صورت تلفظ می شوند:

  الف - شکل اول شبیه به تلفظ مصوتهای کوتاه در زبان فارسی است مانند پِل یعنی گاونر، پَل یعنی مو و کُل یعنی کوتاه و کُند.

  ب - این مصوتها در زبان بختیاری در بسیاری موارد به صورت کشیده می آیند که برای نشان دادن آن یک فاصله به حرف قبل از آن اضافه کرده ام مانند:

  رـَ د یعنی رفت

  د ـِ ر یعنی دیر- تـِز یعنی تیز ( مانند مِهر بدون ه )

  د ـُ نُم یعنی می دانم - نـُن یعنی نان

  در بین برخی طوایف بختیاری این دسته از مصوتها شبیه به  هـ  تلفظ  می گردند مانند  رَهدٌ یعنی رفت، دِهر یعنی دیر و جُهمِست یعنی جنبید، تکان خورد.

  مصوتهای بلند در زبان بختیاری نیز شبیه به  فارسی است مانند آبادٌی یعنی روستا، اوفتا یعنی افتاد  و  ایسا یعنی شما.

  مصوتهای مرکب  اَو و اَی :

  الف- مصوت  او  مانند نو. این مصوت در زبان بختیاری به دو شکل تلفظ می شود:

  اول کلماتی که تلفظ آنها شبیه به زبان فارسی است مانند  دو بروزن نو ( نو کلمه ی فارسی به معنی جدید ).

  دوم واژه هایی که با فتحه ی قبل از  واو  به زبان می آیند. در نشان دادن تلفظ اینگونه کلمات حرف قبل از و  فتحه دارد مانند شَو یعنی  شب.    

  ب- مصوت  ای  مانند نی، با فتحه ی قبل از ی  آمده است مانند نَی. لازم به ذکر است که در بسیاری از واژه های این گروه ازکلمات، حرف قبل از ی  کاملا دارای صدای فتحه  یا  ـَ  نیست ولی ناچارا به این صورت نمایش داده می شود.

  واژه هایی که دارای این مصوتها هستند در زبان بختیاری با فتحه ی قبل از واو  و ی  تلفظ می شوند، همچنانکه در تلفظ عشایر بختیاری و روستانشینها یا به عبارتی بختیاری های کمتر شهرنشین هنوز هم می بینیم، مانند شَو یعنی شب و  کَی به  معنی چه موقع. در این محموعه تلفظ این دوگروه از واژه ها، برمبنای تلفظ اصلی بختیاری ها ( عشایر و روستانشینها ) نشان داده شده است.   

  به مرور براثر ارتباط با فارسی زبانان، در برخی موارد تلفظ ناقص آنان وارد زبان بختیاری شده است مانند کلمه ی دوری یعنی بشقاب که با قاطعیت نمی توان گفت حرف  دال چه مصوتی دارد و در کلماتی مانند کی  هم مصوت حرف اول چیزی بین فتحه و کسره است که در فرهنگهای لغت به اشتباه کسره ذکر می شود ( شاید هم من اشتباه می کنم ). لازم است برای نشان دادن تلفظ ناصحیح  او  و  ای، راهی یافت یا علائم خاصی را ابداع کرد که در اینصورت علاوه بر بختیاری زبانها، فارس زبانها هم از ایجاد و ابداع چنین علائمی استقبال حواهند کرد.  

                                                                                   مطلب ادامه دارد

+ نوشته شده در  91/02/09ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  با یاد ونام خدا

  لغات و اصطلاحاتی از زبان بختیاری در زبان مردم مسجدسلیمان (1)

  این مجموعه ی لغات با توجه به گویش بختیاریهای مقیم مسجدسلیمان جمع آوری شده اند واز آنجا که ساکنان مسجدسلیمان ترکیبی ازبسیاری ازاقوام بختیاری هستند، می توان گفت تلفظ گروه زیادی از بختیاریها لحاظ شده است. بدیهی است که در نقاط دیگر بختیاری نشین، لغات دیگری با مفهوم مشابه و یا واژه های جدید وجود داشته باشد. تفاوت این مجموعه با کارهای مشابه دوستان این است که، ممکن است برخی از این اصطلاحات در دیگر مناطقی که بختیاری ها سکونت دارند، ناآشنا بوده و یا حتی شنیده نشده باشد.

  شاید بر من ایراد بگیرید که این کار قبلا به شکل کاملترو حتی به دفعات انجام و چاپ شده و دیگر نیازی به چندباره کاری نیست. این انتقاد درست است ولی به چند نکته باید توجه داشت:

اول اینکه بختیاریها در نقاط مختلف ساکن بوده و هر منطقه تلفظ و حتی اصطلاحات خاص خود را دارد بنابراین انچام یک کار ظاهرا مشابه در نقاط مختلف ضروری است و از آنجا که دسترسی به اینترنت تقریبا راحت تر از چاپ ویا خرید کتاب است، من هم مطالب خود را روی وبلاگم می گذارم به این امید که با تذکر دوستان علاقمندی که ازمن آگاهتربه زبان بختیاری هستند، به تدریج کاملتر شده و شاید روزی به قول اهل ادبیات، به زیور طبع نیز آراسته گردد.

  دوم اینکه زبان وسیله ی ارتباط است و در فرایند ارتباط با دیگر زبانها از آنها تاثیر گرفته و ممکن است متقابلا برآنها تاثیر هم بگذارد و همه ی اینها سبب می شود که زبان تغییر کند. از آنجا که اولین برخورد با محیط جدید، برخورد زبانی و آنهم زبان شفاهی است، اولین تغییرهم در زبان و لزوما در تلفظ افراد صورت می گیرد و وجود همین تغییرات، دوباره کاریهایی را ایجاب می کند.

  سومین دلیل عوامل اجتماعی مانند مهاجرت است. بختیاری های ساکن روستا یا عشایر در سالهای اخیر به شهرها مهاجرت کرده و ساکن شده اند. این امر سبب شده شرایط شهر برتمام ارکان زندگیشان تاثیر بگذارد ( لباس، غذا، آداب وسنن ) و زبان هم از این گزند در امان نمانده است. در این تغییر محل زندگی، بسیاری از واژه های زبان بختیاری کاربرد خود را از دست می دهند یا می توان گفت در شهر کاربرد ندارند و در مقابل واژه های زیادی هم هستند که فرد نمی داند و برای زندگی در محل جدید به یادگیری آنها نیاز دارد. تغییر لهجه، تغییر تلفظ ، یادگرفتن کلمات جدید، استفاده از واژه های ضروری که در خزانه ی لغت افراد نیست، فراموشی زبان آبا و اجدادی و .. ، از پیامدهای این تغییر محل زندگی است.

  افرادی که بنا به عللی در شهر ساکن می شوند و یا افرادی که برای انجام کار و یا کسب درآمد مدتی در شهر می مانند، در بازگشتهای گاهگاهی به روستا یا ایل، منبع الهام و یادگیری زبان دیگر وابستگان می شوند و معمولا نحوه ی تلفظ و کلماتی که اینها، درست یا نادرست یادگرفته اند، فرهنگ لغت دیگران می شود. تلفظ آنها حتی اگر اشتباه هم باشد، به سرعت توسط دیگران فراگرفته شده و لغات و اصطلاحات جدیدی که آنها به کار می برند نیز به خزانه ی لغت ساکنین افزوده می گردد.

  در سالهای اخیر که عده ی زیادی از مردم مسجدسلیمان به دلایل مختلف در شهرهای دیگر از جمله شوشتر و یا شهرکرد ساکن شده اند، هرزمان برای سرزدن به فامیل و آشنا به مسجدسلیمان می آیند، در صحبت کردنشان به وضوح رگه هایی از تغییر تلفظ را می بینیم و به همین دلیل ضروری است مجموعه ی لغات زبان بختیاری، به قول امروزیها همیشه آپدیت یا تازه شده و لغات و اصطلاحات جدید افزوده گردند.

  از آنجا که نمی توان به خاطر تغییر چند کلمه یا پیداشدن تعدادی واژه ی جدید کتابی را اصلاح کرده ونیز امکان چاپ به علت مشکلات مالی فراهم نیست، برای ارائه ی چنین مجموعه هایی اینترنت و وبلاگ افراد علاقمند، بهترین وسیله برای این کار هستند.

  بسیاری از لغات از زبان فارسی و به دلیل ارتباط با فارسی زبانان به زبان بختیاری وارد شده اند، به همین دلیل اینگونه واژه ها، گاه تغییری جزیی در اِعراب دارند مانند گَردِن یعنی گردن. برخی افراد واژه هایی از زبان فارسی را به اشتباه تلفظ کرده و این گونه کلمات به همان شکل وارد زبان مردم محلی شده اند مانند بُسک یعنی بوکس. سعی بر این است که این گروه از واژه ها منظور نشوند. تلفظ کلمات فارسی که به زبان بختیاری وارد شده اند، به مرور زمان تغییر کرده و امروزه اکثرا به شکل صحیح تلفظ می شوند.

  برخی طوایف تلفظ خاص خود را دارند مثلا در بین طایفه ی موری، برادررا گَگِه، داخل را مین، دنیا را دُینا و دروغ را دُری تلفظ کرده  و حرف  قاف  در اکثر کلمات  خ  ادا می شود مانند خََند یعنی قند.

  وجود شرکت نفت سبب شده اصطلاحات جدیدی توسط کارکنان غیر مسجدسلیمانی یا غیر بختیاری  وارد زبان مردم منطقه گردد. من قبلا مجموعه ای از این کلمات را تحت عنوان واژه های بیگانه ی رایج در زبان مردم مسجدسبیمان روی وبلاگم قرار داده ام و نیازی به تکرار آنها نیست مگر واژه هایی که کمتر فنی باشند، که  بایستی این لغات به مجموعه اضافه گردد مانند بِسکوت.

  برخی حوادث مهم تبدیل به یک مبدا تاریخی شده اند مانند جنگ شهریور که اشاره به جنگ دوم جهانی دارد یا سال کُلُهینِه که سال هجوم ملخها است و سال قَهتینِه یعنی سالی که قحطی شده بود.  

  در این مجموعه سعی براین بوده که حتی الامکان اصطلاحات ذکر شوند چون بزرگواران زیادی قبلا در زمینه ی تدوین لغتنامه های زبان بختیاری کار کرده و نیازی به ذکر همه ی واژه ها نیست.

   از آنجاکه زبان بختیاری دارای دستورزبان جداگانه ای نیست، برای تفهیم مطلب از دستور زبان فارسی استفاده کرده ام. در نوشتن واژه ها سعی بر این است که از حروف خاص زبان عربی استفاده نشود.

  نکته ی ضروری دیگری را هم بگویم. برخی از این واژه ها را شنیده ام و تنها کاربرد آنها را می دانم یعنی می توانم به شکل عملی از آنها استفاده کنم ولی واقعیتش را بخواهید، معنی دقیق آنها را نمی دانم. در بخش معنی این گروه از واژه ها چیزی ننوشته ام و چنانچه دوستی معنی آنها را توضیح دهد، من نیز همان معنی را در بخش مربوطه خواهم آورد.        مطلب ادامه دارد

+ نوشته شده در  91/01/30ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .

پیوندهای روزانه
الفبای زبان بختیاری
لوکه

داستان و داستانک
فیلم سازان مبتدی
ایران سرزمین من
مسجدسلیمان شهر رها شده
مسجدسلیمان
شهرخفته
پارسوماش
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته دوم اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته دوم فروردین 1391
هفته اوّل فروردین 1391
هفته چهارم اسفند 1390
هفته سوم اسفند 1390
هفته چهارم بهمن 1390
هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته سوم دی 1390
هفته دوم آذر 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته دوم مهر 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته دوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم فروردین 1389
هفته اوّل فروردین 1389
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته اوّل اسفند 1388
هفته چهارم بهمن 1388
هفته سوم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته اوّل بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
آرشيو
آرشیو موضوعی
ورزش
کامپیوتر
بختیاری
آموزش و پرورش
اجتماعی
زبان فارسی و شعر
سرگرمی
مسجدسلیمان
معلم
مناسبت ها
وبلاگ و وبلاگ نویسی
شخصی
پیوندها
پارسوماش
سرزمین پنج خورشید
مسجدسلیمان
شهرمن مسجدسلیمان
محمدی
خین گل
سرزمین پنج خورشید
شهر خفته
مسجدسلیمان شهر رها شده
ایران سرزمین من
فیلم سازان مبتدی
داستان و داستانک
لوکه
الفبای زبان بختیاری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM